أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

95

تجارب الأمم ( فارسى )

قهرمانهء [ هاشميه ] مىخواست پيش وزير شود و براى مبلغ پرداختى عيد قربان به وابستگان و زنان گفتگو دارد . چون على بن عيسى در اطاق را بسته بود « سلامه » پرده‌دار در خود نديد اجازهء ديدار بخواهد و مؤدبانه او را باز گردانيد ، و او خشمگين شد . چون على بن عيسى از بازگشت وى آگاه شد ، كس به دنبال او فرستاده با پوزش از او خواست كه باز آيد ولى وى نپذيرفته به نزد مقتدر و بانو [ 1 ] رفته گلايه كرد و دروغها بافتن گرفت . پس مقتدر بالله او را بر كنار كرده بعد از ظهر دوشنبه هشتم ذى حجه 304 هنگامى كه براى رفتن به دار الخلافه آماده شده بود او را دستگير كرد ولى به هيچ يك از املاك و آباديهاى او و كارمندانش دست نزد و با هيچيك از فرزندانش كار نداشت . او را نزد زيدان قهرمانه زندان كردند . مدت اين وزارت او سه سال و ده ماه و بيست و هشت روز بود [ 2 ] . دومين وزيرى ابو الحسن على بن فرات در هشتم ذى حجه اين سال ابو الحسن [ على بن محمد بن فرات ] به وزارت نشست [ 3 ]

--> [ ( 1 - ) ] M : متن : المقتدر و السيدة . مانند خ 5 : 81 كه گويا بانو مادر مقتدر باشد كه شغب نام داشته و كنيزى رومى و مريد حلاج بوده است ( ماسينيون - حلاج كه از صولى خ 5 : 475 گرفته است ) . [ ( 2 - ) ] ن . ك « الوزراء » : 286 - 283 . [ ( 3 - ) ] نگارندهء « عيون » گويد : در اين سال ابو الحسن بن فرات ، پسر خود ابو احمد محسن را به « زمام المشرق بازرسى خاور » گمارده او را جانشين خود در آنجا نمود و « ديوان بر بيابانها » را نيز به دو واگذارد . « ديوان مغرب » را نيز از ابو عبد الله محمد بن احمد ( خاقانى ) گرفته به دو داد ، پس از آنكه او را از « ديوان مشرق » برداشت . پس او در همهء روزگار وزيرى پدرش « ديوان مغرب » و « ديوان بر » را در دست داشت . او ابو الفتح فضل بن جعفر بن محمد بن موسى بن فرات را بر « ديوان خراج و آباديهاى عمومى و تسوج‌هاى سواد و خوره‌هاى اهواز و فارس و كرمان و سجستان » بگمارد . پس ابو الفتح به « ديوان زمام » رفته ديد ابو الحسين على بن حسين ماذرائى در آنجا نشسته و از آمدن ابو الفتح آگاه نيست و چون آگاه شد از آنجا برخاسته ، به جائى ديگر